رمان شراب عشق
رمان شراب عشق
بعد از چند دقیقه دیانا مست مست توی بغلم ولو بود.
لبم رو روی لبای دیانا گذاشتم بعد ۵مین حس کردم کسی
داره شونم رو از جا میکنه. برگشتم که با خیافه ی نحص ارسلان
رو برو شدم رگ گردنش با کرده بود رنک صورتش به کبودی میزد
توی چشماش خون بود:
+با زن من چکار کردی؟(باداد)
#ارسلان
داشتم میودم دنبال دیانا تا بریم خونه که دیدم توی بغل
شایان ولو شده اعصبانی رفتم شونه ی شایان رو گرفتم و
با داد بهش گفتم:
+یا زن من چیکار کردی؟(باداد)
•هیچی بابا
دیگه تاخت نداشتم نمیزارم برای چندمین بار دیانام رو ازم
بگیرن. ایندفعه برای اینکه از دستش ندم پا پس نمیکشم
میجنگم تا آخرین قطره ی خونم؛ تا آخرین نفسم؛ تا آخرین
باریکه نبظم میزنه؛ نا آخرین باریکه صدای تپش قلبم رو
میشنوم.....
بعد از چند دقیقه دیانا مست مست توی بغلم ولو بود.
لبم رو روی لبای دیانا گذاشتم بعد ۵مین حس کردم کسی
داره شونم رو از جا میکنه. برگشتم که با خیافه ی نحص ارسلان
رو برو شدم رگ گردنش با کرده بود رنک صورتش به کبودی میزد
توی چشماش خون بود:
+با زن من چکار کردی؟(باداد)
#ارسلان
داشتم میودم دنبال دیانا تا بریم خونه که دیدم توی بغل
شایان ولو شده اعصبانی رفتم شونه ی شایان رو گرفتم و
با داد بهش گفتم:
+یا زن من چیکار کردی؟(باداد)
•هیچی بابا
دیگه تاخت نداشتم نمیزارم برای چندمین بار دیانام رو ازم
بگیرن. ایندفعه برای اینکه از دستش ندم پا پس نمیکشم
میجنگم تا آخرین قطره ی خونم؛ تا آخرین نفسم؛ تا آخرین
باریکه نبظم میزنه؛ نا آخرین باریکه صدای تپش قلبم رو
میشنوم.....
- ۴.۸k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط