{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتیم توی فروشگاه کاپلی

رفتیم توی فروشگاه کاپلی
ا.ت:واییی چقد اینجا قشنگهههه
جونگ کوک:ا.ت این لباسرو ببین
ا.ت:هوم خیلی قشنگه
جونگ کوک:بخرمش ست کنیم؟
ا.ت:ارههههه
جونگ کوک:باش برو هر چی خواستی خودت انتخاب کن
ا.ت:باش ددییی
جونگ کوک:افرین بیبی گرل
ا.ت ویو:رفتم کلی چیز برداشتم و خریدیمشون
ا.ت:وای من گشنمهههه


جونگ کوک:اومم بیبی گشنته؟
ا.ت:عههه منحرفف
جونگ کوک:باش بریم رستوران
ا.ت:باشه
ا.ت ویو:رفتیم توی رستوران
جونگ کوک: اوم چی میخوری ؟
ا.ت:پاستا
جونگ کوک:منم پاستا میخورم
ا.ت:آقا آقا گارسوننن هویی
جونگ کوک:کرییی
گارسون:بله بفرمایید
جونگ کوک:دو تا پاستا با نوشیدنی
گارسون:باش چشم حتما تا ۵ دقیقه دیگه آماده میشه
ا.ت:باش مرسی برو
ا.ت:میگم ددی
جونگ کوک:جونم قشنگم
ا.ت:تو چجوری منو دوست داری
جونگ کوک:چطور؟
ا.ت:آخه من ۶ سال ازت کوچیکترم
جونگ کوک:برام مهم نیست چند سال ازم کو چیکتری من عاشقتم تورو با هیچ کس عوض نمیکنم
ا.ت:واقعا
جونگ کوک:اوهوم
جونگ کوک:نکنه تو منو دوست نداری؟هومم؟
ا.ت:تو اولین کسی هستی که تونسته منو اینجوری عاشق خودش کنه
جونگ کوک:مال خودمی
ا.ت:هومم
گارسون:بفرمایید غذاتون
ا.ت:مرسی
ا.ت ویو:شروع کردیم غذا خوردن که
یهو چشمم به یکسی افتاد
ا.ت:چیییی
جونگ کوک:چی شدهه؟؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

جونگ کوک:چی شدهههه؟؟ا.ت ویو:واییی اون داداشم بودد رفتم محکم ...

ا.ت: خب بانی کوچولو پاشو بریمممجونگ کوک:حالا من شدم کوچولوا....

ا.ت ویو:رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون موهامو با سشوار خشک ...

ا.ت ویو:محکم بغلم کرد و بوسه ای رو لبام گذاشت جونگ کوک:دیگه ...

part 8

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط