{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ا.ت ویو:رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون موهامو با سشوار خ

ا.ت ویو:رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون موهامو با سشوار خشک کردم میدونستم اگه آرایش غلیظ میکردم جونگ کوک دعوام میکرد برای همین فقط یه برق لب زدم لباس یکم باز پوشیدم و همون عطر همیشگیمو که جونگ کوک عاشق این عطر بود زدم و اومدم بیرون
جونگ کوک ویو:دیدم ا.ت مثل پرنسس ها از اتاق اومد بیرون
جونگ کوک:چرا لباس باز نپوشیدی
ا.ت:گفتم اگه لباس باز بپوشم تو دعوام میکردی
جونگ کوک:من برای چی باید دعوات کنم بیبی
ا.ت:نمیدونم ولی تو تو خیلی جذاب شدیا
جونگ کوک:آره باید هواست باشه دخترا ندزدنم
ا.ت:هووو کسی قلط میکنه تورو بدزده تو مال منی و تا ابد هم مال من میمونی
جونگ کوک:آره دیگه گیر تو افتادم
ا.ت:عه کوکییی
جونگ کوک:کوکی؟مگه نگفتم بگو ددی
ا.ت:چشم ددی مهربونم
جونگ کوک:دیشب که داشتم به فاکت میدادم الان شدم مهربون؟
ا.ت:عوفف بیا بریم سوار ماشین بشیم
جونگ کوک ویو:در ا.ت رو باز کردم که سوار ماشین بشه
جونگ کوک:بفرمایید لیدی لیتل
ا.ت:من لیتل نیستم
جونگ کوک:آره عمه ی من ۶ سال ازت بزرگتره
ا.ت:عوفف
جونگ کوک:خب کجا بریم؟
ا.ت:بریم برام خرید کن
جونگ کوک:اوو دیگه چیی
ا.ت:خواهش میکنممم (خیلی کیوت)
جونگ کوک:باش قیافتو اون جوری نکن دلم ضعف میره برات
دیدگاه ها (۲)

پارت. 27

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط