{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایات زیبا از بهلول عاقل ترین دیوانه

حکایات زیبا از بهلول عاقل ترین دیوانه


حکایت سخن گفتن بهلول با مردگان
زاهدی گفت : روزی به قبرستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم پرسیدمش این جا چه میکنی؟

گفت : با مردمانی همنشینی همی کنم که آزارم نمی‌دهند اگر از عقبی غافل شوم یاد آوریم میکنند و اگر غایب شوم غیبتم نمیکنند
دیدگاه ها (۲)

حکایت سخن گفتن بهلول با مردگانزاهدی گفت : روزی به گورستان رف...

سخن گفتن با مردگان زاهدی گفت : روزی به گورستان رفتم و بهلول ...

لبخند تو زندگیتون فراموش نشه .... زاهدی گفت : روزی به گورستا...

زاهدی گفت: روزی به گورستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم پرسی...

حکایت : هم نشین خوبزاهدی گفت : روزی در گورستان با بهلول برخو...

خودم

#طعم اصیل باز شاهکار من 🫠عـطـر دونات تـازه🍩 بـا چـای داغ قـا...

#علم_روانشناسی #کلیپ‌های_انگیزشی #روان_درمانی #ذهن_باز #افکا...

💙کاش اینو وقتی تو رابطه‌اید یادتون بمونه.نمیشه هر وقت ناراحت...

*✦͙͙͙✿🌹❥𓂃🍃✦͙͙͙من تصمیم گرفتم در مسير زندگی گاهی بشینم وشادی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط