حس عجیبی نبود...
حس عجیبی نبود...
دلم برایش تنگ شده بود!
گوشه ای نشستم تنهای تنها...مثل خودش
باتمام وجود گریه کردم.
خواستمش,باشدش...
حس کردم اورا!
نزدیک بودخیلی نزدیک...
مشکل من این نبود!!!
مثل همیشه دلم برایش تنگ شده بود(همین)...!
عفت
دلم برایش تنگ شده بود!
گوشه ای نشستم تنهای تنها...مثل خودش
باتمام وجود گریه کردم.
خواستمش,باشدش...
حس کردم اورا!
نزدیک بودخیلی نزدیک...
مشکل من این نبود!!!
مثل همیشه دلم برایش تنگ شده بود(همین)...!
عفت
- ۳۱۵
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط