روزگاری پیرمردی بود که از خرپف زنش هر روز به او شکایت می
روزگاری پیرمردی بود که از خرپف زنش هر روز به او شکایت می کرد پیرزن باور نمی کرد و می گفت بهونته
تا اینکه شبی پیرمرد خرپف زنش رو ضبط کرد و صبح منتظر ماند که مدرک نشون بده اما زنش هیچ وقت بیدار نشد
اون صدای ضبط شده لالایی ها ی شب های پیرمرد شد!
تا اینکه شبی پیرمرد خرپف زنش رو ضبط کرد و صبح منتظر ماند که مدرک نشون بده اما زنش هیچ وقت بیدار نشد
اون صدای ضبط شده لالایی ها ی شب های پیرمرد شد!
- ۳.۱k
- ۲۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط