{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p17

سونگمین:ما بهت ایمان داریم
دایون:قول میدم نجاتش بدم
هیونجین:وایسا وایسا منم باهات میام
فلیکس:منممم
دایون:مطمئنی آماده ای فلیکس؟ چون هنوز حالت کاملا خوب نیس خطرناکه
فلیکس:مطمئنم
دایون:خب بریم
................
ویو زیر زمین:
ا.ت:توروخدا ولم کنننن خواهش میکنممم*گریه
یونهو:بیارینش تو اتاقم رو تخت*لبخند
ا.ت:ولم کنینننننننن
.................
ا.ت:*پرتت کردن رو تخت* آییییی*گریه
یونهو:قول میدم دختر لی و هوانگ رو خوب به ف*اک بدم قول میدم خوشگله*روت خی*مه زد و به بدنت هی دست میزد و لمست میکرد که صدای داد از بیرون شنید*
دایون:یونهو یا ا.تو میاری پایین یا مجبوریم از یه راه دیگه ای بریممممم
ا.ت:*جیغ* کمکککککک*دستشو گذاشت رو دهنت*اومممممم اوممممممم
هیونجین:*آروم* ما میریم بالا تو ادامه بده
دایون:*چشمک زد*
فلیکس:*گریش گرفته بود بچم*
هیونجین:نجاتش میدیم قشنگم
فلیکس:اوهوممم
دایون:گفتم ا.تو تحویل بدههههه
ا.ت:*لباساتو داشت درمیاورد که هیونجین و فلیکس پریدن تو* *شروع کردی به گریه کردن که فلیکس بغلت کرد و بردت بیرون از اتاق* بابایییی*گریه
فلیکس:*هی نازت میکرد* قشنگم ما دیگه اینجاییم دیگه ترسیدی؟ کاریت کرد؟
ا.ت:میخواست هق هق بکن هق بکنه
فلیکس:*پیشونیتو بو*سید*
هیونجین:مرت*یکه زنم بست نبوددددد حالا به دخترمم دست میزنیییی؟؟ خودم میک*شمتتتتت (شروع کرد به زدنش که دایون اومد بالا و با یه تیر کش*تش)
دایون:تموم شد
هیونجین:آخیششش مرسی
دایون:قابلی نداشت*لبخند
هیونجین:ا.تتتت دخترم خوبیییی
فلیکس:هیسسسس حالش خوب نبود خوابش برد*آروم
هیونجین:بریم خونه*آروم
دایون:بریم
..................
ویو راوی:
بعد از اون لینو و ا.ت بهتریییین دوستای هم شدن و ا.ت بعد 2 سال رفت دانشگاهی که لینو توش بود و...
~پایان فصل دوم~
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴

سناریو جدید

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

دو پارتی پارت آخر

سناریو مایکی پارت اخر

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخت مادرزادن😂بنگچان:...

سناریو ران پارت اخر

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

سناریو مایکی پارت۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط