{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا رفتی چرا من بیقرارم

چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
***
خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
دیدگاه ها (۲)

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

چرا رفتی چرا من بیقرارم به سر سودای آغوش تو دارم نگفتی ماه ت...

چرا رفتی چرا من بیقرارمبه سر سودای آغوش تو دارمنگفتی ماه تاب...

چرا رفتی چرا من بی قرارم به سر سودای اغوش تو دارم نگفتی ماه ...

چرا رفتی چرا من بی‌قرارمبه سر سودای آغوش تو دارمنگفتی ماه تا...

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارمبه سر سودای آغوش تو دارمنگفتی ماه ...

سیمین_بهبهانی چرا رفتی؟ چرا من بی قرارم؟به سر سودای آغوش تو ...

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارمبه سر سودای آغوش تو دارمنگفتی ماه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط