{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا رفتی چرا من بیقرارم

چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هر دو عالم بی خبر کن

بیا امشب شرابی دیگرم ده
زمینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم ...
دیدگاه ها (۲)

اصولا زنها خــر نمیشن ، عــاشق میشنو هر وقت درک و فهمت به جا...

*****زندگی کوتاه است...تا زمانی که دندان دارید لبخند بزنیدجا...

از خلوتم .....به میهمانی دلت آمده بودم مسافری بیش نبودم هم ن...

من از گذشته ي تلخم نمي هراسمنه از حالم كه در سوختن استنه از ...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

ساعت ۱۱ شب بود تازه دوش گرفتی بودی و همه جا ساکت بود جز اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط