ویو کوک
ویو کوک
رفتم توی اتاقم خوابیدم و با صدای تهیونگ بلند شدم
ته: کوک بلند شو شام بخوریم
کوک: با(خوابالو)
راوی: کوک بلند شد و ات هم تو اتاقش بلند شد و همه حاضر شدن تا بعد از شام برن شهر وشایل مورد نیازشونو بخرن
ویو ات
بلند شدم کارامو کردم و رفتم سر میز شام و شام رو خوردم و موقع شام خوردن همش نگاه های سنگین کوک رو روی خودم حس کردم این چشه مگه ارث باباشو خوردم
کوک: بابت شام ممنونم
ات: بابت شام ممنون من میرم ماشینو روشن کنم
یونا: خواهش میکنم باشه برو ماهم میام
اینم از این پارت واقعا ببخشید کم بود بچه ها قلبم اومد تو دهنم نمیدونید که ♥
رفتم توی اتاقم خوابیدم و با صدای تهیونگ بلند شدم
ته: کوک بلند شو شام بخوریم
کوک: با(خوابالو)
راوی: کوک بلند شد و ات هم تو اتاقش بلند شد و همه حاضر شدن تا بعد از شام برن شهر وشایل مورد نیازشونو بخرن
ویو ات
بلند شدم کارامو کردم و رفتم سر میز شام و شام رو خوردم و موقع شام خوردن همش نگاه های سنگین کوک رو روی خودم حس کردم این چشه مگه ارث باباشو خوردم
کوک: بابت شام ممنونم
ات: بابت شام ممنون من میرم ماشینو روشن کنم
یونا: خواهش میکنم باشه برو ماهم میام
اینم از این پارت واقعا ببخشید کم بود بچه ها قلبم اومد تو دهنم نمیدونید که ♥
- ۹.۴k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط