{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب خلاصه، ترس و لرز و دودو دم کردم

یک شب خلاصه، ترس و لرز و دودو دم کردم
گفتم: «ببخشیدا؛ شما ناجور زیبایید...»♥️

‏⁧ #علیرضا_آذر

🍂
دیدگاه ها (۱)

🌻دوستم باش،من از تو عشقی بزرگ نمی‌خواهم،حتی نمی‌خواهم برایم ...

🍂شهر خوابیده من پر از بیداریم برای لالایی زخمهای وجودم ،که ی...

🍂پاییز فصل عجیبی ست!وقت رستاخیز درختان، گاهی عطر باران می‌رس...

🍂تو نمی دانی، چه کیفی دارد،گوشه ای ایستاده باشم و بشنوم که ت...

دیشب همونطور که میدونید حالم بد بود و بعدش رفتم زیر سرم حیح ...

ببخشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط