رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


+چرا نباید جلوی تو بگم؟

~ارسلان تو از وقتی رفتی آلمان و اومدی خیلی منحرف و پرو شدی

_ای قربونت برم من همینو بهش میگم. خاک بر سر

+جان؟ عزیزم شما قربون من بری کافیه

_چرا انقدر تو حسودی

~آره واقعا..... پانیذذذذذذ اومدی؟

"آره. او.... اعه سلام زوج عاشقمونم که اینجان

~پانیذ یک لحظه گوشت رو بیار

رضا سرش رو به گوش پانیذ نزدیک کردم پانیذم گوشش رو تیز کرد

................................ ~

بعدش که رضا حرفش رو زد بوسه ای از لالای گوش پانیذ کرد

_اه؛ اه چندشا

ارسلان نزدیک من شد و گفت؛

+دلت خواست؛ حسودی نکن میخوای بوست کنم؟

_کی گفته اع اع تحمت میزنی؛ بعدشم من بوسه ی تورو نمیخوام

ارسلان خنده ای کرد و گفت:

+باید بخوای خانم کاشی

میخواستم جواب ارسلان رو بدم که پانیذ داد زد:

" الکی!

~جان تو...
دیدگاه ها (۶)

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

Why Did I Fall in Love with You?P¹⁴ | ویو خونهچند ثانیه بعد،...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔 🎧🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی رو فقط برای...

پارت ۱۶ #پشت غرورتاِما و لیام از اتاق کامپیوتر بیرون اومدن.ه...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط