رمان شراب عشق
رمان شراب عشق
سرب رو به نشانه ی نه تکون دادم. ارسلان صورتش رو نزدیک
گوشم کرد و زم زمه وار گفت:
+پس چرت بغض میکنی جواهر وحشی
_اووو پرو نشوعا
سرش رو آورد از گردنم بیرون و روبه روی صورتم گفت:
+پروع بودم. منتعا نمیخواستم روی پرومو ببینی.
_ارسلان ولم کن تورو خدا
+اععع چرا یک بوس از زن به شوهر نمیرسه؟
_کدوم زن و شوهر؟
+من تو دیگه موشی
_از کی تا حالا ما زن و شوهر شدیم؟
لبش رو به لبم نزدیک کرد و آروم گفت:
+از وقتی پرده ات مال من شد؛ از وقتی با من رویای بچه داشتن رو میساختی؛ از وقتی که ازواج کرده بود ولی دلت پیش من بود...
_هه؛ خواب دید خیر باشه.
+میدونی از وقتی که طعمی خوشمزه تر از لبات نچشیدیم.
_ارسلان من تو فقط دخترعمو پسر عمو هستیم....
سرب رو به نشانه ی نه تکون دادم. ارسلان صورتش رو نزدیک
گوشم کرد و زم زمه وار گفت:
+پس چرت بغض میکنی جواهر وحشی
_اووو پرو نشوعا
سرش رو آورد از گردنم بیرون و روبه روی صورتم گفت:
+پروع بودم. منتعا نمیخواستم روی پرومو ببینی.
_ارسلان ولم کن تورو خدا
+اععع چرا یک بوس از زن به شوهر نمیرسه؟
_کدوم زن و شوهر؟
+من تو دیگه موشی
_از کی تا حالا ما زن و شوهر شدیم؟
لبش رو به لبم نزدیک کرد و آروم گفت:
+از وقتی پرده ات مال من شد؛ از وقتی با من رویای بچه داشتن رو میساختی؛ از وقتی که ازواج کرده بود ولی دلت پیش من بود...
_هه؛ خواب دید خیر باشه.
+میدونی از وقتی که طعمی خوشمزه تر از لبات نچشیدیم.
_ارسلان من تو فقط دخترعمو پسر عمو هستیم....
- ۵.۰k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط