برادرخواندهیمن پارت19:
با ورودش به رستوران بینالمللیای که نسبتا خلوت بود، دختر جوانی که پوست روشن و موهای قهوهای تیره داشت براش دست تکون داد. جونگکوک با لبخند تصنعیای به میزش نزدیک شد. دختر به احترامش بلند شد و دستشو به سمتش دراز کرد.
_سلام لیلیانا کیم هستم
اینکه خیلی خوب کرهای حرف میزد باعث تعجب جونگکوک بود. جونگکوک باهاش دست داد:
_سلام از آشناییتون خوشوقتم مادام. منم جونگکوک جئون هستم
لیلیانا لبخندی زد و دستشو رها کرد.
_منم از آشنایی با شما خوشحالم
جونگکوک با همون لبخند تصنعیای که از ابتدا روی لب داشت به صندلی دختر اشاره کرد.
_خواهش میکنم بفرمایید
لیلیانا نشست و جونگکوک هم با عقب کشیدن صندلی رو به روی دختر نشست. همون موقع گارسون سمت میزشون اومد:
_چی میل دارین؟
جونگکوک با اشاره به لیلیانا گفت:
_اول خانم
دختر لبخند خجالتزدهای زد و پرسید:
_میتونم برای هردومون خوراک ایتالیایی سفارش بدم؟ دلم میخواد امتحانش کنید
جونگکوک که از طرز رفتار و حفظ احترام دختر خوشش اومده بود با لبخند جواب داد:
_حتما
دختر قد متوسطی داشت و کت و شلوار سرمهای رنگی که خطوط باریک سفید داشت به همراه کفش های زنونه پاشنه سه سانتی مشکی پوشیده بود. موهای فندقی رنگ و موجدارش تا روی کتفش رو میپوشوند. چشمای عسلی، پوست سفید، لبهای پفدار و بینی کوچیکش به همراه رنگ موهاش باعث زیباییای شده بود که میتونست دل هر پسری رو ببره و حتی با وجود ملایم بودن آرایشش بیش از حد خوشگل به نظر میرسید.
لیلیانا تورتلینی سفارش داد و با دور شدن گارسون نگاهشو به جونگکوک داد. جونگکوک سوالی رو که باعث کنجکاویش شده بود پرسید:
_خانم لیلیانا چطور شما با وجود ایتالیایی بودنتون فامیلیتون کیمه و حتی تسلط بالایی روی زبان کرهای دارید؟
لیلیانا به همراه لبخندش توضیح داد:
_مادرم ایتالیاییه ولی پدرم کرهایه برام عجیبه که با وجود شراکت پدرتون با پدر من شما نمیشناسیدش
_من از اولم خودمو قاطی موضوع شراکت با ایتالیا نکردم
دختر آروم و با ناز خندید.
_خودتون چی؟ تبعه ایتالیا هستین؟
لیلیانا جواب داد:
_درسته منم اونجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم
_چهرهتونم بیشتر به اروپاییا شباهت داره تا آدمای شرق آسیا
دختر لبخند زد:
_همه همینو میگن
با نزدیک شدن گارسون به میزشون بحثشون دیگه ادامه پیدا نکرد. گارسون خوراک و نوشیدنیاشون رو روی میز گذاشت و ازشون دور شد.
"حالم حال تهیونگ..."
با ورودش به رستوران بینالمللیای که نسبتا خلوت بود، دختر جوانی که پوست روشن و موهای قهوهای تیره داشت براش دست تکون داد. جونگکوک با لبخند تصنعیای به میزش نزدیک شد. دختر به احترامش بلند شد و دستشو به سمتش دراز کرد.
_سلام لیلیانا کیم هستم
اینکه خیلی خوب کرهای حرف میزد باعث تعجب جونگکوک بود. جونگکوک باهاش دست داد:
_سلام از آشناییتون خوشوقتم مادام. منم جونگکوک جئون هستم
لیلیانا لبخندی زد و دستشو رها کرد.
_منم از آشنایی با شما خوشحالم
جونگکوک با همون لبخند تصنعیای که از ابتدا روی لب داشت به صندلی دختر اشاره کرد.
_خواهش میکنم بفرمایید
لیلیانا نشست و جونگکوک هم با عقب کشیدن صندلی رو به روی دختر نشست. همون موقع گارسون سمت میزشون اومد:
_چی میل دارین؟
جونگکوک با اشاره به لیلیانا گفت:
_اول خانم
دختر لبخند خجالتزدهای زد و پرسید:
_میتونم برای هردومون خوراک ایتالیایی سفارش بدم؟ دلم میخواد امتحانش کنید
جونگکوک که از طرز رفتار و حفظ احترام دختر خوشش اومده بود با لبخند جواب داد:
_حتما
دختر قد متوسطی داشت و کت و شلوار سرمهای رنگی که خطوط باریک سفید داشت به همراه کفش های زنونه پاشنه سه سانتی مشکی پوشیده بود. موهای فندقی رنگ و موجدارش تا روی کتفش رو میپوشوند. چشمای عسلی، پوست سفید، لبهای پفدار و بینی کوچیکش به همراه رنگ موهاش باعث زیباییای شده بود که میتونست دل هر پسری رو ببره و حتی با وجود ملایم بودن آرایشش بیش از حد خوشگل به نظر میرسید.
لیلیانا تورتلینی سفارش داد و با دور شدن گارسون نگاهشو به جونگکوک داد. جونگکوک سوالی رو که باعث کنجکاویش شده بود پرسید:
_خانم لیلیانا چطور شما با وجود ایتالیایی بودنتون فامیلیتون کیمه و حتی تسلط بالایی روی زبان کرهای دارید؟
لیلیانا به همراه لبخندش توضیح داد:
_مادرم ایتالیاییه ولی پدرم کرهایه برام عجیبه که با وجود شراکت پدرتون با پدر من شما نمیشناسیدش
_من از اولم خودمو قاطی موضوع شراکت با ایتالیا نکردم
دختر آروم و با ناز خندید.
_خودتون چی؟ تبعه ایتالیا هستین؟
لیلیانا جواب داد:
_درسته منم اونجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم
_چهرهتونم بیشتر به اروپاییا شباهت داره تا آدمای شرق آسیا
دختر لبخند زد:
_همه همینو میگن
با نزدیک شدن گارسون به میزشون بحثشون دیگه ادامه پیدا نکرد. گارسون خوراک و نوشیدنیاشون رو روی میز گذاشت و ازشون دور شد.
"حالم حال تهیونگ..."
- ۶۳۷
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط