{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دورانی که هیچ چیز مانند "مادیات"

در دورانی که هیچ چیز مانند "مادیات"
ارزش ندارد؛
"عشق"
مزاحمت محسوب میشود..
و "دوست داشتن"
به کار هیچ کس نمی آید...
لطفا مزاحم این مردم نشوید...
اگر توجه اینها را میخواهی
یا باید پولت از پارو بالا برود،
یا برایشان نفعی داشته باشی...
جور دیگری تو را نخواهند دید...
حتی اگر برایشان بمیری...
متاسفم ناچارم این را بگویم ولی...
اگر عاشق یکی از همین اکثریت شده ای؛
بیخیالِ دلِ زبان نفهمت شو
خودت را بزن به کوچه ی علی چپ..
اینجا مردمش از "عشق" و دوست داشتن، حالشان به هم میخورد...
و رو به انقراضند نسلی که
هنوز هم بی بهانه عاشق میشوند...
کاش دست خودمان بود
اگر بودیکی مثل خودمان را پیدا می کردیم
و باجان و دل
عاشقش میشدیم..
لامذهب...دست ما نیست....!
دست ما اگر بود
جلوی انقراض "عشق" را می گرفتیم.
دیدگاه ها (۱)

چه کنم؟؟؟راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خودم را به کو...

کاش میشد مثل همین بادهای پاییزی؛می آمدی و مرا دربر می گرفتی ...

من اگر معشوقه ی تو بودمصبح ها،جای باد و باران را تغییر میداد...

صبح که می شود لباس های رنگی ات را بپوشبه من پشت نکننگاهم کن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط