من اگر معشوقه ی تو بودم
من اگر معشوقه ی تو بودم
صبح ها،
جای باد و باران را تغییر میدادم
فصلِ باران را می آوردم
بالای خانه مان
آن درختِ کاج را بالا میرفتم
و روی بلندترین شاخه اش نامَت را روی ابر مینوشتم
وَ می سرودمَت
من اگر معشوقه ی تو بودم
هزار هزار آیه را برای ستایشَت به زانو می کِشاندم
و نامَت را بر دهانِ خدا می بوسیدم
من اگر معشوقه ی تو بودم
برای آمدنَت سبد سبد شکوفه های بهار نذر می کردم
وَ خنده هایَت را می آویختم
بر دیوارِ خانه مان..
من اگر معشوقه ی تو بودم
هیچ اجباری برای مُردن نبود
صبح ها،
جای باد و باران را تغییر میدادم
فصلِ باران را می آوردم
بالای خانه مان
آن درختِ کاج را بالا میرفتم
و روی بلندترین شاخه اش نامَت را روی ابر مینوشتم
وَ می سرودمَت
من اگر معشوقه ی تو بودم
هزار هزار آیه را برای ستایشَت به زانو می کِشاندم
و نامَت را بر دهانِ خدا می بوسیدم
من اگر معشوقه ی تو بودم
برای آمدنَت سبد سبد شکوفه های بهار نذر می کردم
وَ خنده هایَت را می آویختم
بر دیوارِ خانه مان..
من اگر معشوقه ی تو بودم
هیچ اجباری برای مُردن نبود
- ۱.۵k
- ۰۹ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط