چند کلام حرف اضافه
چند کلام حرف اضافه
بعضی آدمها انقدر همیشه هستند توی زندگیتان...
که وقتی یکهو همه چیز را درست و تا نخورده میگذارند و میروند...
تا مدتها بهت زده و مسخ، آدم فقط در و دیوار را نگاه میکند...
انگار یکهو مثلا دستت را بکنند و ببرند، پایت را، چشمت را...
تا مدتی درد را نمیفهمی...
فقط گیج و منگ، جای خالیش را نگاه میکنی...
وقتی باور میکنی که خون، دلمه بسته و سلولهای بدنت...
دور از خواست یا انتظار تو، به ترمیم مشغولند...
به صرف لخته کردن زخمی که خون ریزی میکند...
و تو هیچ تلاشی برای بند آوردنش نمی توانی بکنی...
فقط نگاه میکنی... فقط میبینی...
چه خوب است که آدم برای اطرافیانش...
دست باشد، چشم، پا، گوش باشد، شانه باشد...
چه رنج عظیمیست که آدم اطرافیان این چنینی اش را از دست بدهد...
فقط، یادتان باشد، هرچه هستید برای عزیزانتان، قلبشان نباشید...
بعضی آدمها انقدر همیشه هستند توی زندگیتان...
که وقتی یکهو همه چیز را درست و تا نخورده میگذارند و میروند...
تا مدتها بهت زده و مسخ، آدم فقط در و دیوار را نگاه میکند...
انگار یکهو مثلا دستت را بکنند و ببرند، پایت را، چشمت را...
تا مدتی درد را نمیفهمی...
فقط گیج و منگ، جای خالیش را نگاه میکنی...
وقتی باور میکنی که خون، دلمه بسته و سلولهای بدنت...
دور از خواست یا انتظار تو، به ترمیم مشغولند...
به صرف لخته کردن زخمی که خون ریزی میکند...
و تو هیچ تلاشی برای بند آوردنش نمی توانی بکنی...
فقط نگاه میکنی... فقط میبینی...
چه خوب است که آدم برای اطرافیانش...
دست باشد، چشم، پا، گوش باشد، شانه باشد...
چه رنج عظیمیست که آدم اطرافیان این چنینی اش را از دست بدهد...
فقط، یادتان باشد، هرچه هستید برای عزیزانتان، قلبشان نباشید...
- ۴.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط