{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من درگذر از حادثه ات غمگین است

دل من درگذر از حادثه ات غمگین است
نفسم در قفس سینه ی من سنگین است
 وقتی عاشق شده بودم که نمی دانستم
آنکه ویران  بکند خانه ی دل را این است
آنچنان چشم به من دوخته بودی ؛ گفتم 
چشم هایت سند عشق تو را تضمین است
زیر قولت زدی و  چشم به رویم بستی
بی وفایی تو  تعلیم  کدام  آیین است !؟
طرحی از بوسه ی تو برلب من نقش شده 
 تلخی ام ، حاصل آن خاطره ی شیرین است
درس عبرت شده عاشق نشوم ؛ ممنونم
که به هر رابطه ای این دل من بد بین است ...!
دیدگاه ها (۱۰)

.دستم به دست تو ؛ دل من آشیان توست  محدوده ی نوازش من  بازو...

نگاه میکنم انبوهِ  خاطراتت را کنار پنجره ؛ گل کردن  بهارت ...

قایقم را برگرفتم از دل دریا خودم می کشم بر دوش ، بار غصه ...

آفرین! داری تو هم تمرین دوری میکنی؟!سالهای بین ما را سال نور...

morning bitter

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط