{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.دستم به دست تو ؛ دل من آشیان توست

.دستم به دست تو ؛ دل من آشیان توست
 محدوده ی نوازش من  بازوان توست
مثل کبوتری شده ام جلدِ بام تو ...
پرواز من برای تو در آسمان توست
سیلاب گر بیاید و طوفان اگر شود
 انگار قایق تن  من  در امان توست
 پروانه ام که منتظر پیله ی توام... 
  فصل تکاملم متوسل به جان توست
شعرم برای از تو نوشتن غزل  شده  
هر شب  قصیده های دلم میز بان  توست
  وقتی مرا  معطر  آغوش  خود کنی 
 گلهای دامنم  همگی  ارمغان  توست
حتی اگر تمام  مرا  جستجو   کنند
 در ذره ذره های وجودم نشان توست
دیدگاه ها (۵)

نگاه میکنم انبوهِ  خاطراتت را کنار پنجره ؛ گل کردن  بهارت ...

ساز خاموش من امشب بیقراری می کند در حریم سینه ی من غمگساری ...

دل من درگذر از حادثه ات غمگین است نفسم در قفس سینه ی من سنگی...

قایقم را برگرفتم از دل دریا خودم می کشم بر دوش ، بار غصه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط