{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا دلم

تا دلم
از بغض دردی می گرفت
مادرم را
ابر سردی می گرفت
غُصه تا
موی سپیدی می ساخت
روی ماهش
به چروکی می باخت
اشک تا
چشمه ی دردی می یافت
چشم مادر
تار و پودی می بافت
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

درختان مادران زمینندکه عشق رارایگانمی بخشندو پاییزشان زمستان...

کجای جاده رویا بود که تصویر ِ تماشائی کجای قصه پیدا بود که م...

هرکجا سقف تحمل زیر بار غم شده تاهرکجا عشق و محبت خارج از وصف...

رنگ رویا دارد این باوربوی هجرت می دهد بسترکجای بودنت سرد است...

عاشقانه های شبنم بیاد خان بابا

«Stirring Ashes»

Part13ویو می یوندلم رو به دریا زدم و رفتم پایین دیدم مادرم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط