{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست شیخ حر عاملی

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو، یاد تو

کوچه های شهر را لبریز یاهو می کند

باد هم مثل نگهبان درت، بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم، این عطر را بو می کند

خادمی می گفت که آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند
دیدگاه ها (۲)

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردمو از نوشتن اسمت بر آن حیا کر...

بر نمی گردم از این پنجره رویایی تا تبسم بوزد از این پنجره رو...

حریرِ سبز ضریحت، تفاخرِ قوهاستدلیل اصلی کوچِ همه پرستوهاستوَ...

فرا تر از همه ی جذبه های زیباییتو آمدی که جهان را به خود بیا...

قم نگار: شهر حرم و زیارت

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

🍃🥁 آیین نقاره‌زنی به مناسبت شب ورود حضرت فاطمه معصومه سلام‌ا...

آیت‌الله سعیدی: ورود حضرت معصومه(س) به قم؛ نقطه آغاز یک حرکت تمدنی برای گسترش معارف اهل‌بیت(ع) است

𝐈𝐭 𝐰𝐚𝐬 𝐩𝐨𝐬𝐬𝐢𝐛𝐥𝐞 𝐧𝐨𝐭 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐧𝐭 𝐢𝐭. ## پارت اول: سایه‌های سئولسئ...

🖤 آسمانِ مدینه و خراسان، امروز رنگِ ماتم دارد… دو داغ، یک آس...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط