چیشد

=_چیشد
=چرا هر دفعه عین هم میگیم
_منم نمیدونم
+~چون ذهنتون سر یه چیز میره
=عه اومدی
=بیاین زنگ بزنیم به یونگی
_بزار من میزنم
علامت یونگی /
مکالمه
/سلام کوک
_سلام هیونگ خوبی
/بد نیستم
~(بغض)
_چیزه....هیونگ یادته گفتی یه خواهر داشتی ولی ازش جدا شدی؟
/اره که چی؟(ناراحت)
_میخواستم بدونم خبری ازش داری
/دوست دارم خبری ازش داشته باشم اما متاسفانه نه
_اها....باشه
/چطور؟؟
_میشه بپرسم اسمش چی بود؟؟
/اسم اصلیش یوناعه اما من بهش میگم برفی چون همیشه موهاش سفیده
~(گریه)
/ببینم صدا گریس؟
=سلام هیونگ اره ابجی من داره گریه میکنه
+چی میگی؟؟(خیلی اروم)
=وایسا(اروم)
/خب من دیگه باید برم پرواز دارم
_باشه برو که ژود بیای
/حتما بای
.
.
.
خماری......
دیدگاه ها (۱)

لونا « لحنش جدی و محکم بود.... همه چپ چپ به هم نگاه میکردن.....

3ویو آرزواز باشگاه زدم بیرون داشتم میرفتم سمت عمارت که کافه ...

2ویو یونگی اماده شدم لباس هام رو پوشیدم رفتم سوار ماشین شدم ...

فیک جدیده قبلی بد شد پاک کردم اما اینم از جیمینهــــــــــــ...

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part ۷(خالش زنگ زده) &سلام'سلام عزیزم خوب...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی و اون عاشقته درخواستی☆p.2جیمین :پس م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط