{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانی من همیشه از #آخرین ها متنفر بودم. مثلا از آخرین با

میدانی من همیشه از #آخرین ها متنفر بودم. مثلا از آخرین بار که دیدمت، آخرین حرفی که به من زدی، آخرین جایی که باهم رفتیم، آخرین چیزی که بینمان مانده بود و حتی از آخرین لقمه غذا سر سفره هم که دست هیچ کس برای برداشتنش دراز نمیشد متنفر بودم.

من جدیدا دارم فکر میکنم هفته آخر #اسفند از وحشتناک ترین نوع آخرین هاست. هزار خاطره توی یک فایل فشرده یک هفته ای میریزد توی جان آدم. اصلا یاد آخرین چهارشنبه سوری بیچاره ات میکند. از شنبه تا جمعه اش اگر خودت هم نخواهی برایت پیام میفرستند و به یادت می آورند که مثلا آخرین پنجشنبه ۹۵ ات بخیر! اصلا میدانستی مردم چرا همش توی این هفته لعنتی میروند بیرون و تا میتوانند خریدهای هیستریکی میکنند، من فکر میکنم میخواهند یادشان برود چه آواری از آخرین خاطره ها توی قلبشان ریخته است.

هفته آخر اسفند بدی اش این است که خودش را چسبانده به عید، ما فکر میکنیم هفته خوب و شادی است. فقط اگر سایه #عید روی سرش نبود، میشد عنوان هفته مرگ را روی سینه اش سنجاق کرد.

#دلارام_انگورانی
دیدگاه ها (۱)

#دوست داشتَنَتسَحرخیزترین حسِ دنیاستکه صبح هاپیش از باز شدنِ...

#عشق را #زن می‌دهدبه تو ،لیاقتش راخودت بدست بیاور ...#نوشین_...

فرصت زیادی نداریمسریع تر بیاتا سال جدید چیزی نماندهخاطراتت ر...

#سال که عوض شودباید بگویم پارسال بود که دیدمتباید بگویم سال ...

جیمین: ات، من اومدم... (بی‌حوصله)ات که روی مبل نشسته بود، سر...

#My_company_model پارت 28ویو بینا من من من عاشق جونکوک بودم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط