{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐚𝐞𝐫𝐭

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐚𝐞𝐫𝐭
ᴘᴀʀᴛ²⁴


ا.ت ویو:
با کوک رفتیم تو کلی کلاه و چیزای جینگیلی هم بود
یه تل قورباغه ای کیوت گذاشتم سر کوک
یدونه تل جوجه هم گذاشتم روی سر خودم دیگه آماده‌ی عکس بودیم
+آماده‌،؟!
_اره من آماده ام
۳......۲.....۱......
کوک لحظه آخر خودشو چسبوند بهم...قلبم به تپش افتاده بود

کوک ویو:
گفتم خودمو یکم لوس کنم برای همین ا.ت رو موقع عکس چسبوندم به خودم
+این چه کاری بود؟...(خجالت)
_مگه دوس دخترم نیستی؟.
+گفتم که هنوز...
(کوک نذاشت ا.ت بقیه‌ی حرفشو بزنه و اونو بوسید جالب
اینجا بود که همون موقع بوسه عکس هم گرفته شد)
+......
_میتونم هروقت که خواستم تورو مال خودم کنم..
+اهم..دیگه بنظرم بریم نه؟..!(خجالت)
_باشه بریم...
ا.ت ویو:
تو راه داشتم به عکسا نگاه میکردم واقعا خجالت زده شده بودم...
_چرا اینجوری به عکسا نگاه میکنی؟
+چیه.؟ اهمم..نه هیچی
_بده ببینم منم دیگه
+لازم نکرده..
_عهههه...بده دیه
+هعی باش..

کوک ویو:
با دیدن عکسا پشمام ریخت:/
خداوکیلی چرا از بوسمون عکس گرفته
ولی باید جدی رفتار کنم
_اینکه خیلی خوشگل شده
+یه نگاه به بوسه مون بنداز...
_اتفاقا از همه خوشگل تر شده
+واتافا‌ک
_خب از تو لیستت دیگه چه کاری باید انجام بدیم !؟
+خجالت میکشم بگممم...
_بگو دیه خجالت نداره.
+بزار اصن نشونت میدم لیستو
_اوک
دیدگاه ها (۱)

پارت. 27

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط