{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آمدم که در دل شب ها هزار بار

یاد آمدم که در دل شب ها هزار بار

دست نوازشم به سر و رو کشیده بود

از خود برون شدم به تماشای روی او

کی لذت وصال بدین حد رسیده بود

چون محو شد خیال پدر از نظر مرا

اشکی به روی گونه زردم چکیده بود:'(

(سهراب سپهری)

sookoot:-(
دیدگاه ها (۳)

بدترین حالت ماجرا این است که طاقتمان تمام شود و به روی خودما...

ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒﭼﺸﻢ ﻧﻈﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺳﻨﺠﺎﻕ ﮐ...

رنج نبايد تو را غمگين كند،اين همان جايي است كه اغلب مردم اشت...

ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺍﻣﺸﺐﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪﺗﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؟ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ...

پیمان نقره ای

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

My lovely neighbor part : 61

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

معامله نهاییپارت ۵۷۸۸۷۴۳۴۷۸۹۶۴۴۷۸۷۵کیکو بی وفا ولم کرد تا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط