{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Psychic lover70🖤

Psychic lover70🖤
“سونا”
. دوست پسر،باید یکی پیدا کنم.واییی
سم تر از همه اینکه من کوک رو بوسیدمش.
واییی پسره بهم درخواست رابطه داد.
وایییی.
سونا یادت نرفته که چیکار کرد.
وویی من و گرفت تو بغلش…اما اون کلی
من و کتک زد.هییی سرم رو بوس کرد.
نه ولی اون باعث شد این همه بدبختی بکشم.
البته اگه اون نبود باید به زندگی یکنواختم
ادامه میدادم.بعضی وقت ها اتفاق های
بد خبری از اتفاق خوبن.اما حس میکنم
که این همه سختی که کشیدم دیر گذشت
اما امشب خیلی زود گذشت.مثلا فکر
نمیکردم جونگکوک….وایسا نکنه که نقشه ای
داره.هومم احتمال داره.هرکاری از دستش
برمیاد.اصن چرا من و فرستاد که بخواد بیاد
دنبالم.عمق فاجعه اینجاست که بوسیدمش
اما از این که همش نقشه باشه میترسم.
جالبه…ولی امیدوارم این آخرش باشه.
لازم نباشه چیزهای بدتری رو پشت سر
بزاریم.حالا ولش کن برم گوشیم رو شارژ بزنم
باید کلی تماس از دست رفته داشته باشم.
به اوپا خبر بدم.هیی اون دوست عجولم.
یادش بخیر..اون شب که با چند نفر رفته
بودیم بار…من حسابی مست بودم و شروع کردم به رقصیدن.همش میگفتم
من خانم دنسرم.هه چه زود گذشت.اوو
تولدم.سه هفته دیگست.
حیح الان من باید آدرس جونگکوک رو
از کجا پیدا کنم…اها سونگ یو.
هی به اونم خبر بدم.ولی ممکنه که جونگکوک رو تو درد سر بندازه.بهش میگم رفتم المان
پیش خواهرم.دلیل بهتر که ندارم تنها کاری
هستش که میتونم انجام بدم.بعد ازشون
آدرس خونه ی جونگکوک رو بگیرم.
البته که شاید نداشته باشن.از کجا معلوم.
ولی اگه از جان و اون یکی پسره…اها راستی
بار جی کی.میرم اونجا.اونجا حتما میتونم
که جونگکوک رو پیدا کنم.البته که باید صبر کنم تا خود جونگکوک بشه.ولی خوب.
تا اون موقعه باید تو بار بشینم.
پس قراره فردا برم.
بهتره برم یکم خونه تمیز کنم ۴۷روز نبودم
خونه.هیی ولی عمارت جونگکوک بودم
پریود نشدماا…واو عجب شانسی.
۴ساعات بعد:
الان دقیقا۷صبحه.گوشیم رو زدم شارژ
تو این چهار ساعت شارژ گرفت.
فهمیدم که امروز جمعست.پس دو
روز تعطیلم.ایول.
ساعت هفته صبحه اما هنوز هوا کامل روشن
نشده.به بیرون نگاه کردم دیدم داره بارون
میباره.یه دوش آب سرد گرفتم اومدم
بیرونم.هوف حموم موقعه پریودی سخته.
یه لباست راحت بپوشم و بخوابم.یادش بخیر
وقتی با جیسان رفتیم این لباس رو بگیرم
اول فکر کردم خال های گاوه.ولی وقتی
اومدیم خونه اوپا گفت خیلی احمقین
وقتی دلیلش رو پرسیدیم گفت اون عکس
خرسه اونا هم ابرن.یعنی بگم کن کلا شکست
خوردم.هیی چه روزایی.هوا خیلی سرده
تختم کنار پنجرست و و من زیر لحاف تو این هوای سرد.(لاو ادمینتون)
دیدگاه ها (۰)

پارت 3

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

پارت هفتم‌ ویو تهیونگ: چند ساعته دارم دنبالشون میرم بلکه شای...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

شاهزاده دوست داشتنی من

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

⌞🎥⌝پیام جائهیون از BOYNEXTDOOR به جونگکوک ✨️👤: «سونبه‌نیم، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط