دستی روی جلد چرمی و کهنهی دفترچهاش کشید
دستی رویِ جلدِ چرمی و کهنهیِ دفترچهاش کشید.
صفحهای از کاغذهایِ زرد رنگش را گشود و برگ سبز رنگِ سرخس را کنار برگ هایِ بلوط و چنار گذاشت.
پاکت کهنهای از میان دفتر افتاد رویِ زمینِ بارانخورده، . .
امضایِ آشنایِ رویِ پاکت را که دید . . قلبش فشردهشد.
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
صفحهای از کاغذهایِ زرد رنگش را گشود و برگ سبز رنگِ سرخس را کنار برگ هایِ بلوط و چنار گذاشت.
پاکت کهنهای از میان دفتر افتاد رویِ زمینِ بارانخورده، . .
امضایِ آشنایِ رویِ پاکت را که دید . . قلبش فشردهشد.
-𝓠𝓾𝓮𝓻𝓮𝓷𝓬𝓲𝓪"
- ۱.۶k
- ۰۳ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط