{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه‌ای بر درِ این خانه‌ی تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت...


#هوشنگ_ابتهاج🍃
دیدگاه ها (۱)

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه ها

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمدبیا،...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

{ خوانواده بی ارامش }

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿کوه ازین قصه ی پر غصه به فریاد آمد  آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط