گرگ سیاه

وقت شام
از دیدی کوک
داشتم شام می‌خوردم حس کردم گرمم شد بعد دیدم د..یکم باد کرد و درد دارم ا/ت کنارم بود نگام خورد به پاهاش اوووف چ پاهای سفیدی داره واییی کوک چی میگی بس کن
از دید ا/ت
داشتم شام میخورم یهو گرمم شد نمیدونم چرا اینطوری شدم واییی خدااا یهو چشمم خورد به دی..ک کوک وایی چقدر بزرگه بسم الله الرحمن الرحیم یاخدا من چی میگم
بعد شام
دیگه همه میخاستن برن اتاق هاشون که ته گفت
٫جولی میای پیش‌ من بخابی
&اوکی کوک تو برو پیش ا/ت
_من؟؟؟
&ارع تو
+باشه
از دید ا/ت داشتم لباس عوض میکردم یهو کوک امد تو
+هیییی کجا میای؟ کوک خوبی ؟ کجایی؟
یهو آمد کوک چسبوندم به دیوار و حمله کرد سمت لبام
دیدگاه ها (۱۷)

گرگ سیاه

گرگ سیاه

گرگ سیاه

گرگ سیاه

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط