towards freedom..
°☆°•☆°•☆°
Oh, I think I'm lost.
اوه فکر کنم گم شدم.
I am fumbling in the dark.
دارم توی تاریکی دست و پا میزنم.
I'm looking for a way to lead me to the light.
دنبال راهی میگردم که منو به روشنایی برگردونه.
But I didn't find anything.
اما هیچی پیدا نکردم.
I lost a lot of things.
چیز های زیادی از دست دادم
I don't see myself anymore.
دیگه خودم رو نمیبینم.
I wrote it down word for word.
نوشتم ، کلمه به کلمه
when i broke
وقتی داشتم می شکستم
It's like no one can hear me.
انگار کسی صدام رو نمیشنوه.
I'm always running to get somewhere.
همیشه دارم میدوم تا به جایی برسم.
But it seems like this maze never ends.
اما انگار این هزارتو هرگز تمام نمیشه.
I'm breaking
دارم میشکنم
I'm scared and I'm completely falling apart..
میترسم و زمانی که کاملا فرو میپاشم..
i see it.
می بینمش.
I see the light
نور رو میبینم.
Yes, this is me.
آره این منم.
I shine.
میدرخشم.
It passes through my body and soul.
از بین جسم و روحم میگذره.
This is a dream.
این یه رویاست.
a legend.
یه افسانه.
It lights up everywhere.
این نور به همه جا میتابه.
I am standing here now.
الان من اینجا ایستادم.
I saw the pieces of my being breaking.
تکه های شکسته خودم رو دیدم.
I failed over and over.
من شکست خوردم، بار ها و بار ها.
I smiled, but when the mask fell from my face.
لبخند زدم، اما وقتی نقاب از صورتم افتاد..
I didn't feel myself.
خودم رو احساس نکردم.
I wanted to live, but I died.
میخواستم زندگی کنم، اما مُردم.
I drowned in my own tears.
توی اشک های خودم غرق شدم.
I was captured
اسیر شدم.
I was limited
محدود شدم.
I choked
خفه شدم.
But now no one can stop me.
الان کسی نمیتونه جلوم رو بگیره.
Because I fly.
چون من پرواز میکنم.
towards freedom.
به سوی آزادی.
____________
خب من به اون صورت خوب و حرفه ای نمینویسم ، اما میتونید بهش به عنوان یه آهنگ نگاه کنین 🌱🙈
Oh, I think I'm lost.
اوه فکر کنم گم شدم.
I am fumbling in the dark.
دارم توی تاریکی دست و پا میزنم.
I'm looking for a way to lead me to the light.
دنبال راهی میگردم که منو به روشنایی برگردونه.
But I didn't find anything.
اما هیچی پیدا نکردم.
I lost a lot of things.
چیز های زیادی از دست دادم
I don't see myself anymore.
دیگه خودم رو نمیبینم.
I wrote it down word for word.
نوشتم ، کلمه به کلمه
when i broke
وقتی داشتم می شکستم
It's like no one can hear me.
انگار کسی صدام رو نمیشنوه.
I'm always running to get somewhere.
همیشه دارم میدوم تا به جایی برسم.
But it seems like this maze never ends.
اما انگار این هزارتو هرگز تمام نمیشه.
I'm breaking
دارم میشکنم
I'm scared and I'm completely falling apart..
میترسم و زمانی که کاملا فرو میپاشم..
i see it.
می بینمش.
I see the light
نور رو میبینم.
Yes, this is me.
آره این منم.
I shine.
میدرخشم.
It passes through my body and soul.
از بین جسم و روحم میگذره.
This is a dream.
این یه رویاست.
a legend.
یه افسانه.
It lights up everywhere.
این نور به همه جا میتابه.
I am standing here now.
الان من اینجا ایستادم.
I saw the pieces of my being breaking.
تکه های شکسته خودم رو دیدم.
I failed over and over.
من شکست خوردم، بار ها و بار ها.
I smiled, but when the mask fell from my face.
لبخند زدم، اما وقتی نقاب از صورتم افتاد..
I didn't feel myself.
خودم رو احساس نکردم.
I wanted to live, but I died.
میخواستم زندگی کنم، اما مُردم.
I drowned in my own tears.
توی اشک های خودم غرق شدم.
I was captured
اسیر شدم.
I was limited
محدود شدم.
I choked
خفه شدم.
But now no one can stop me.
الان کسی نمیتونه جلوم رو بگیره.
Because I fly.
چون من پرواز میکنم.
towards freedom.
به سوی آزادی.
____________
خب من به اون صورت خوب و حرفه ای نمینویسم ، اما میتونید بهش به عنوان یه آهنگ نگاه کنین 🌱🙈
- ۲۸۹
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط