{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد شصت یک🍷🔪



با صدایی که از گریه میلرزید و لکنت گرفته بود لب زدم
+باهام کاری نداشته باش

_کار؟؟؟ دارم با زنم که خی انت کاره و چشمش به جز من روی مردای دیگه اس انجام میدم...

بعد بیرحمانه داخل چشمام نگاه کرد
+وظیفت همینه ! مگه نه؟ خودتم قبول داری ...

مات موندم
وظیفم؟
منو برده ی زیر شکمش کرده بود

یا اشک گفتم
+ازت متنفرم

ولی بی توجه بهم کاری رو کرد که نباید...

جیغ می‌کشیدم از درد
ولی اون تموم نمی‌کرد و با حرص بدتر کارشو تکرار میکرد

کارش تموم شد
افتاد کنار تخت
نفس نفس میزد و اما من نگاهم به سقف بود

آروم دستشو روی شکمم گذاشت
+ درد میکنه؟

خودش درد داده بود و می‌خواست درمون کنه
چیزی نگفتم

آروم ماساژ داد
پچ زد
+تقصیر خودته، عصبیم کردی..نتونستم خودمو کنترل کنم

خوب خوب بچه ها بااینکه حالم بده ولی قول دادم امشب بزارم گذاشتم بفرما تقدیم نگاهتون عزیزای دل🥺🫀
دیدگاه ها (۵)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت دو🍷🔪لبمو از درد گاز گرفتمداشتم به خ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت سه🍷🔪عقب کشیدم خودمو از ترس که اومد ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت🍷🔪گوشی رو انداخت کنار لکنت گرفته بود...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه نه🍷🔪دستمو گرفت و به زور سمت خونه ...

ات با مستی گفت: من نمیتونم ببینم..کوک: ات حالت خوب نیست .......

درخواستی(دوپارتی)

پارت 2 *اخر*که یهو که یهووووکههههه یهوووووو.....یه چی رفت تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط