{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه نه🍷🔪


دستمو گرفت و به زور سمت خونه برد
نمی‌خواستم برم

جیغ کشیدم
+ولم کن عوضی ول کن منو...

ول نکرد که هیچ
برگشت سمتم و محکم تر زد توی صورتم
_روی سگ منو بالا نیار!!!باهام راه بیا بچه..

همه داشتن نگاهم میکردن
صدای پچ پچاشون‌ به گوشم می‌رسید

ـ میدونستم اینطوری میشه

- آقا تا حالا یه دختر و دو بار روی ت خ ت راه نداده

- دختره رو خریده بود اقا، دختره فکر میکرد ملکس ..

قلبم درد میکرد وچشمام تار میدید
به اتاق رسیدیم

پرتم کرد روی تخت

تا به خودم بیام کمربندش و باز کرد
دست و پامو باهاش بست

هقی زدم
+ولم کن ، اونطوری که فکر می‌کنی نیست ولم کن..

پوزخندی زد
گوشیش و برداشت و یه پیام به کسی داد و انداخت یه گوشه

سرد گفت
+بس نبودم که به این و اون رو میندازی؟
دیدگاه ها (۴)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت🍷🔪گوشی رو انداخت کنار لکنت گرفته بود...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت یک🍷🔪با صدایی که از گریه میلرزید و ل...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه هشت🍷🔪از استرس قلبم داشت می اومد ت...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد پنجاه هفت🍷🔪بلاخره چند نفر رفتن جلو و جد...

من پیشی کوچولوم!pآخر

for me

هوهوووو گشادی رو کنار گذاشتم : یه ساعت دیگه کلاس دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط