حکمت و حکایت روزی مالک اشتر از بازار کوفه می گذشت، در حال

حکمت و حکایت روزی مالک اشتر از بازار کوفه می گذشت، در حالیکه عمامه و پیراهنی از کرباس بر تن داشت یکی از بازاریان او را نشناخت، به خیال این که یک دهاتی فقیری عبور می کند، مقداری ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد، و از تلخ کاری خود خندید مالک بی آن که سخنی بگوید از آنجا عبور کرد مردی به آن بازاری گفت آیا این شخص را نشناختی؟ او گفت نه آن مرد گفت او مالک اشتر، سردار بزرگ سپاه علی بود بازاری با شنیدن این سخن ترسان و لرزان به دنبال مالک شتافت، تا به محضرش رسیده عذرخواهی کند دید مالک وارد مسجد شد و به نماز ایستاد، بازاری پس از نماز نزد مالک آمد و با کمال فروتنی به عذرخواهی پرداخت مالک گفت «سوگند به خدا به مسجد نیامدم مگر برای این که دعا کنم تا خدا تو را بیامرزد و اصلاح کند . این رأفت اسلامی، و برخورد بزرگوارانه و عفو و گذشت شاگرد برجسته و دست پرورده امیرمۆمنان، نشان می دهد که شاگردان و شیعیان علی علیه السلام باید در هر حال و مقام خصلت عفو و بخشش را از یاد نبرن بحارالانوار #خدا  #رافت  #بخشش  #صبر  #اسلام  #شیعه #سیره_معصومین #حیدر
دیدگاه ها (۳)

💠 دست بالا داشتن🔰« إِنِ اسْتَطَعْتِ أَن لا تُعامِلَ أَحَدًا ...

🔻سران محترم سه قوه، لطفاً خودتان بخوانید!(بخش دوم)✍️حسین شری...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

‌ ●■ مکر و حیله ■● شهادت مادر افسانه نیست...

ای مالک

🕌مسجد محل اتصالِ زمین به آسمان🕌🚨آن روز باید ترس داشته باشید ...

طنزک های مسجد محله🔹خادم مسجد می گفت: خواهران محترم!خداوند به...

#حضرت_زهرا_سلام_الله علیها_در_قرآن📝پس از نزول این آیۀ شریف ر...

شعری زیبا در پاسداشت و تشکر از زحمات اَبَرقهرمان معاصر

♨️ ساعدی‌نیا: خودم و پسرم اشتباه کردیم؛ از مردم می‌خواهم ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط