{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‬اقا چند وقت پیشا با دختر و پسرا فامیل رفته بودیم بیرون،ب

‬اقا چند وقت پیشا با دختر و پسرا فامیل رفته بودیم بیرون،بگوخب!! یه bmw کنار خیابون دیدم خیلی جیگربود به بروبچ فامیل گفتم لامصب بیرونش همچینه توش چه کوفتیه شیشه هاشم دودی بودن(دقت کنید قیمتش770 میلیونه)، رفتم جلودستاموگذاشتم کنار صورتمو پیشونیمو چسبوندم به شیشه سمت راننده یهو دیدم کلم آروم اومدپایین و با مخ رفتم تو ماشین(شیشه رو راننده هه کشید پایین) اقا اصلا یه وضعیا یه خانواده توش بودن داشتن بخاطرکار من ماشینو گاز گاز میکردن!!!!!! دیگه قیافه بروبچ فامیلمونم کف خیابون تصور کنید حالا منم پررو: -راننده ی bmwهه:میخوای بیام پایین دقیق تر ببینی -من:نه ممنون میخواستم ببینم ماشین بابامه یا نه جون تو من کل زندگی خودمو فامیلمو بفروشم نمیتونم بخرمش!!!!!!!!‪
دیدگاه ها (۱۴)

رمان عشق ممنوع

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁹باید همه‌ی این فکرها رو برای چند ساعت...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

۲ پارتی لینو پارت ۲ ( درخواستی ) با یه دل درد شدید پا شدم ه...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط