پارت

پارت _۲


وقتی که سوار ماشین شدم یه بوی عجیبی اومد که بیهوش کننده بود خیلی سعی کردم بیدار بمونم اما نتونستم و بیهوش شدم

۳ساعت بعد

وقتی که بیدار شدم توی به اتاق بزرگ با تمه مشکی سفید بود خیلی قشنگ بود میخواستم از زیر پتو بیام بیرون که دیدم بله لباس تنم نیست که جیغ بلندی زدم
ا/ت:واییییییییییی چرا من لباس تنم نیست چیکار کنم مجبورم با پتو برم سمت در


بلند شدم رفتم سمته در با پتو که لحظه در مپل اسب باز شد که اون صورتی عنتر بود
دیدگاه ها (۱)

پارت_۳ که اون صورتی عنتر اومد تو اتاق ا/ت: چرا وحشیانه میا...

سلامممممممممممخوبینننننننننننننننننننننننننننننن دلم براتون...

یکی هم نیست که باهاش کاپ بزنم خدایاآخه چرا کسی نیست

سلام خوشگلی من ببخشید چند روز نبودم بهتون قل میدم که دوشنب...

جیمین فیک زندگی پارت ۱۰۳#

وحشی پارت 3 +18داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم...

#ناز_کشیدن_اسون_نیست(درخواستی)p¹کوک:امروز نمیدونم به چه دلیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط