{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات ولی خب

ات: ولی خب
ته: بیخیال حالا
ات: میگما
ته :ها
ات: تو چرا پیش مادر بزرگ یجوری ولی تنهایی ی پسر بد اخلاق اخمالو بی اعصابب رو مخی
ته: هعی همه اینا خودتیی
ات: نچ تویی
ته: با من بحص نکن
ات: هستی
ته: ن
ات: اره
ته: ن
ات پاشدو
ات: هستی هستی هستی
و فرار
ته: ای دختره احمق وایسا ببینم
ات داش سمت استخر میدویید
ات: دید هستی هستیی
ته: دعا کن نگیرمت
ات ب لبه ی اتخر رسید تا بیاد دور بزنه
که تهیونگ گرفتش
تهیونگ از کمر بخوشد چسبوندشو
ته: الان چیکارت کنم الان؟
ات داش سعی میکرد که جدا شهه وقتی هولش داد هودش پرت شد توو اب
ات: جیغغغ.
ته: بیا بیرون
ات: ب.. بلد نیستم
ته: ای احمق
تهیونگ دستشو گرفتو کشید بالا
ات: سسسس...رده سرده
ته: پاشو بزیم داخل
ات سعی کرد پاشه
ولی پاش میلرزید
ته: چیه نمیتونی
ته: خداب گم چیکارت کنه
تهیونگ براید استایل بغلش کردو
دیدگاه ها (۱۷)

ات: هعی بزارم زمینته: خفه شو ببینم تا صبح میخای یخ بزنیا:نته...

ات: چرا ردو باز کردی ته: خب..ات: چییزی که ندیدب ها؟ته: چی ن ...

ته: سردتهات: اره ته: مهم نیسات: بی شعوررتهیونگ رفت و رو جمنا...

ویو ات رفتم سمت ی نیز تا مهمونا بیان اونجا نشستم حدود ۷ و نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط