ات: ولی خب
ات: ولی خب
ته: بیخیال حالا
ات: میگما
ته :ها
ات: تو چرا پیش مادر بزرگ یجوری ولی تنهایی ی پسر بد اخلاق اخمالو بی اعصابب رو مخی
ته: هعی همه اینا خودتیی
ات: نچ تویی
ته: با من بحص نکن
ات: هستی
ته: ن
ات: اره
ته: ن
ات پاشدو
ات: هستی هستی هستی
و فرار
ته: ای دختره احمق وایسا ببینم
ات داش سمت استخر میدویید
ات: دید هستی هستیی
ته: دعا کن نگیرمت
ات ب لبه ی اتخر رسید تا بیاد دور بزنه
که تهیونگ گرفتش
تهیونگ از کمر بخوشد چسبوندشو
ته: الان چیکارت کنم الان؟
ات داش سعی میکرد که جدا شهه وقتی هولش داد هودش پرت شد توو اب
ات: جیغغغ.
ته: بیا بیرون
ات: ب.. بلد نیستم
ته: ای احمق
تهیونگ دستشو گرفتو کشید بالا
ات: سسسس...رده سرده
ته: پاشو بزیم داخل
ات سعی کرد پاشه
ولی پاش میلرزید
ته: چیه نمیتونی
ته: خداب گم چیکارت کنه
تهیونگ براید استایل بغلش کردو
ته: بیخیال حالا
ات: میگما
ته :ها
ات: تو چرا پیش مادر بزرگ یجوری ولی تنهایی ی پسر بد اخلاق اخمالو بی اعصابب رو مخی
ته: هعی همه اینا خودتیی
ات: نچ تویی
ته: با من بحص نکن
ات: هستی
ته: ن
ات: اره
ته: ن
ات پاشدو
ات: هستی هستی هستی
و فرار
ته: ای دختره احمق وایسا ببینم
ات داش سمت استخر میدویید
ات: دید هستی هستیی
ته: دعا کن نگیرمت
ات ب لبه ی اتخر رسید تا بیاد دور بزنه
که تهیونگ گرفتش
تهیونگ از کمر بخوشد چسبوندشو
ته: الان چیکارت کنم الان؟
ات داش سعی میکرد که جدا شهه وقتی هولش داد هودش پرت شد توو اب
ات: جیغغغ.
ته: بیا بیرون
ات: ب.. بلد نیستم
ته: ای احمق
تهیونگ دستشو گرفتو کشید بالا
ات: سسسس...رده سرده
ته: پاشو بزیم داخل
ات سعی کرد پاشه
ولی پاش میلرزید
ته: چیه نمیتونی
ته: خداب گم چیکارت کنه
تهیونگ براید استایل بغلش کردو
۱۳.۴k
۲۸ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.