{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخاطر اینکه به یکی قول داده بود براش فیک و بزارم گذاشتم ه

بخاطر اینکه به یکی قول داده بود براش فیک و بزارم گذاشتم هنوز تو این فکرم که از ویس برم اما درخواست داده بودین بعضیاتون میزارم بعد میرم :(

پارت ۲

کوک ویو
وقتی چشمامو باز کردم دیدم یکی داره سرمم و عوض میکنه نگاش کردم خیلی زیبا بود
+عا بیدار شدین خوشحالم که بیدار شدید
-ممنون
+اوهوم
∆ اخ کوک بلخره بیدار شدی
+سرمم و عوض کردم تقویت کنندس
∆برو دیگه
-چته ته؟
+هرکی ندونه انگار تیر خورده یه غشه دیگه
∆ دو سه روز اینجا میمونه
+خوب باشه خوبه خودم گفتم
کوک ویو
هردوشون داشتن بحث میکردن ک یهو صدای عربده کسی اومد که داد میزد ات کوش که دکتره یه قد پرید رفت تو شک انگار ترسیده بود! منو ته همو نگاه کردیم که سریع گفت
+ م منو بب بخشید
سریع رفت بیرون ک سرمو از دستم کندم و با ته رفتیم ببینم اون فرد کیه
∆کوک وایسا دستت
-ساکت وایسا
رفتیم تو راهرو که دیدم یه مرده که میخورد همسن من باشه با یکی دیگه پشت سرش که سن پدر بزرگ منو داشت
ات ویو
بدو بدو از اتاق اومدم بیرون که دیدم پدرم و چان اومدن رفتم سمتشون
+شما اینجا
ک با سوزش روی گونم حرفم قط شد
÷ دختره ی خدا بگم چیکارت کنم کجا بودی ها؟ گوشی نداری تو؟ چرا جوابموووو نمیدی؟ *عربده
+م من


*ببخشید اگه خراب دارم میکنم :(
دیدگاه ها (۸)

پارت ۳کوکویو همین جوری داشتم نگاه میکردم ک پسره سیلی به ات ز...

پارت ۴+ام ∆بیا بریم رفتیم تو اتاقش نشستیم براش اب ریختم داد...

پارت① ات ویو مثل روز های عادیم ساعت پنج صبح سریع اماده شدم و...

معرفی کیم ات! تازه به کره اومده دکتره طرفدار بی تی اس بوده ا...

ازدواج اجباری پارت نمیدونم چند

Part 3 جونگ کوک ویوداخل اتاق کارم بودم که مامانم اومد تو اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط