ببین که خسته مانده ام به چشمهای ناز تو
ببین که خسته مانده ام به چشمهای ناز تو
دل از کفم ستانده ام به چشمهای ناز تو
به سرنوشت و آرزو شدم سوار اسب دل
ببین که تاخت رانده ام به چشمهای ناز تو
به اشتیاق وصل تو هزار نذر کرده ام
چه سفره گسترانده ام به چشمهای ناز تو
زچشم بد نظر تو را به دست دل سپرده ام
وان یکاد خوانده ام به چشمهای ناز تو
برای اوج حس خود قفس شکسته ام همی
هزارها پرانده ام به چشمهای ناز تو
چه گریه ها که کرده ام چه غصه ها که خورده ام
چه طفل دل دوانده ام به چشمهای ناز تو
نفس ز جان بریدم و نمردم عاشقانه من
نفس به جان نشانده ام به چشمهای ناز تو
بیا دوباره خلوتم نگار نازنین من
ببین که خسته مانده ام به چشمهای ناز تو
#وصی پور😍
دل از کفم ستانده ام به چشمهای ناز تو
به سرنوشت و آرزو شدم سوار اسب دل
ببین که تاخت رانده ام به چشمهای ناز تو
به اشتیاق وصل تو هزار نذر کرده ام
چه سفره گسترانده ام به چشمهای ناز تو
زچشم بد نظر تو را به دست دل سپرده ام
وان یکاد خوانده ام به چشمهای ناز تو
برای اوج حس خود قفس شکسته ام همی
هزارها پرانده ام به چشمهای ناز تو
چه گریه ها که کرده ام چه غصه ها که خورده ام
چه طفل دل دوانده ام به چشمهای ناز تو
نفس ز جان بریدم و نمردم عاشقانه من
نفس به جان نشانده ام به چشمهای ناز تو
بیا دوباره خلوتم نگار نازنین من
ببین که خسته مانده ام به چشمهای ناز تو
#وصی پور😍
- ۹۲۵
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط