{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمای خیس زشبنم نگاه هیرون و مات

چشمای خیس زشبنم نگاه هیرون و مات

دستای یک گمشده صدای تلخ فریاد

گریه های بی صدا غمهای مدفون شده

بچه های یتیم و خونه نفرین شده

دستای کوچک ما دنباله دست نوره

یک خونه پر احساس نگاه پر زشوره

خیلی غم انگیزه وقتی پاتو جایی میزاری به اسم پرورشگاه.
دیدگاه ها (۱۲)

گاهی دوست داری غافلگیر شوی !مثلا بفهمی یک نفرآن دور دورها ،آ...

‍ خدایا..!! ممنونم ازت بابت خیلی چیزا یه چیزایی که زیاد بهش...

نگاه های نا امید بهت دوخته میشه.نگاه هایی پر از حسرت داشتن چ...

این گل ها تقدیم به پدر و مادری که هیچ وقت انها را نداشتم و ن...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

پارت ۶(ساعت ⁴:¹⁵ ظهر)«نههههه‌ جونگکوک من کت شلوار نمیپوشم»«ج...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 158✦...................

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و یکم: شورشِ کوچک و مراقبت‌هایِ...

خانوم مدیرعاملپارت ۱۸ | حرفی که بالاخره گفته شدصبح روز بعد، ...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط