{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🧚🏻 استاد من 🧚🏻

🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت²⁹
سلین:ممنون
کوک :الان بیا بریم لباس بخریم فردا تولد یکی از دوستامه و تو هم باید بامن بیای
سلین :اممم باشه بریم بخریم
کوک‌:یه مرکز خرید اونجاست که همه‌ی لباس هاش زنونه ست
سلین :باشه بریم
چند مین بعد 🫴🏻
کوک‌:رسیدیم پیاده شوو
سلین :اوکی بیا اینجا لباس هاش خوشگله
کوک‌:خب برو تو هر مدل که دوست داری رو بپوش بیا من نظر بدم
سلین :باشه
چندمین بعد
ویو جونکوک ✨
سلین با یه لباس سفید و زرشکی که خیلی کوتاه و باز بود اومد‌
سلین :چطورم‌
کوک: قشنگه ولی خیلی بازه
سلین :کوککک اذیت نکن دیگ
کوک‌:نه برو یکی‌دیگ‌ بپوش
سلین : واییی
این خوبه؟
کوک:این عاممممممم عالییییی خیلی قشنگه
سلین :ممنونم‌🐚
کوک:خب بریم کفش بخریم
سلین.:اوکی
کوک :راستش خیلی خوش حالم که قرار زنم بشی
سلین : زن ؟چی. مگه ما دوست دختر دوست پسر نیستیم
کوک:یعنی نمی‌خوای باهام ازدواج کنی
سلین :چرا چراااا می‌خوام
کوک :خب زنم میشی دیگ
سلین:آره بیا بریم اون کفش فروشی
کوک‌:خب یکی رو بردار
سلین :این خوبه و سایز پاهام هم هست
کوک : اوکی بریم کت و شلوار برای من بخریم
سلین :اوکی
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۹)

🧚🏻استاد من 🧚🏻 پارت³⁰کوک:خب این چطوری سلین :نه به رنگ لباس من...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت³¹کوک:خب من برگه تون رو شب بهتون میدم(در ...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت²⁸وارد رستوران شدم همه جا تاریک بود سلین:...

پروفایل عوض شدگممون نکنید🤺🧌

My uncle (part 6)

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁵⁰فلش بک به شب زنگ در خونه اومد رفتم در ر...

🧚🏻 استاد من 🧚🏻 پارت⁶⁷کوک:وقتی که شام‌ آماده شد صداتون میکنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط