استاد من
🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁶⁷
کوک:وقتی که شام آماده شد صداتون میکنم
سلین :اوهوم
و لیا وارد میشود
لیا : سلام سلین نمیدونستم که اینجایی
خوش اومدی
سلین : ممنونم
یول بیا بریم
باهم دیگ بازی کنیم
و سلین و یول رفتن طبقه بالا توی اتاق یول
لیا :پسر خاله خدا لعنتت کنه
آخه بین زن بیچاره رو به کجا ها کشیدی
گناه داره
به نظرم برو بهش بگو
کوک:نههه فعلا میخوام اذیتش کنم
لیا:هوففف اصلا به من چه
💌یک ساعت بعد 💌
کوک:سلین : یول بیاید میخوایم شام بخوریم
سلین :یول خوابید
لیا :من با اجازتون باید برم جایی
کوک:کجا میری
لیا :کار دارم دیگ خدا حافظ
سلین :خدا حافظ
کوک:باشه برو
و لیا رفت
کوک:غذا خوشمزه شده ؟
سلین : آره ممنون
کوک:نوش جونت
و غذای کوک و سلین تموم شد
سلین :خیلی زحمت دادم
من دیگ میرم
کوک:نهههه بارون داره میاد
امشب رو همینجا بمون
سلین :نه میرم
کوک:گفتم بمون دیگ(عصبی )
سلین :اتاق مهمون کجاست
کوک:تو توی اتاق خودمون بخواب من روی مبل میخوابم
سلین :مگه لیا شب نمیاد شما دوتا باید توی اون اتاق بخوابید
کوک:امشب نمیاد
سلین :باشه شب بخیر
کوک:شب بخیر
ادامه دارد....
پارت⁶⁷
کوک:وقتی که شام آماده شد صداتون میکنم
سلین :اوهوم
و لیا وارد میشود
لیا : سلام سلین نمیدونستم که اینجایی
خوش اومدی
سلین : ممنونم
یول بیا بریم
باهم دیگ بازی کنیم
و سلین و یول رفتن طبقه بالا توی اتاق یول
لیا :پسر خاله خدا لعنتت کنه
آخه بین زن بیچاره رو به کجا ها کشیدی
گناه داره
به نظرم برو بهش بگو
کوک:نههه فعلا میخوام اذیتش کنم
لیا:هوففف اصلا به من چه
💌یک ساعت بعد 💌
کوک:سلین : یول بیاید میخوایم شام بخوریم
سلین :یول خوابید
لیا :من با اجازتون باید برم جایی
کوک:کجا میری
لیا :کار دارم دیگ خدا حافظ
سلین :خدا حافظ
کوک:باشه برو
و لیا رفت
کوک:غذا خوشمزه شده ؟
سلین : آره ممنون
کوک:نوش جونت
و غذای کوک و سلین تموم شد
سلین :خیلی زحمت دادم
من دیگ میرم
کوک:نهههه بارون داره میاد
امشب رو همینجا بمون
سلین :نه میرم
کوک:گفتم بمون دیگ(عصبی )
سلین :اتاق مهمون کجاست
کوک:تو توی اتاق خودمون بخواب من روی مبل میخوابم
سلین :مگه لیا شب نمیاد شما دوتا باید توی اون اتاق بخوابید
کوک:امشب نمیاد
سلین :باشه شب بخیر
کوک:شب بخیر
ادامه دارد....
- ۴.۴k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط