First love
part twenty ²⁰ :)
"جونگکوکا"
"بله؟"
"زیاد به خودت سخت نگیر"
"باشه. شب منتظرتم"
و رفت سمت اتاقش و منم شروع کردم به بازی کردن.
بعد دو ساعت سیستم رو خاموش کردم، صدرصد تا الان رفته،برای ناهار از بیرون مرغ کره ای سفارش دادم.
ساعت ۶ عصر بودم و من رفتم تا دوش بگیرم و از صابون و شامپو های جونگ کوک استفاده کردم ،فا.ک بوی خوبی میده.
با یه حوله نو دور شونه هام که تا رو.ن هام بود رفتم سمت کمد و بازش کرد.. چی باید انتخاب کنم؟ هوا صدرصد سرده،یکی از پیرهن های مشکیش رو برداشتم و کت برند امیری که یه برند ایرانیه. توی شلوار مونده بودم که زنگ زدم به یونا همگروهیم و ادرس دادم و گفتم برام یکی از شور.تک های لی مشکیم و ساق سه بعدی تو پنبه ام رو بیاره و خب به سو.تین و شو.رت هم نیاز داشتم به علاوه لوازم ارایش.
تا موقعی که یونا رسید من موهامو خشک کردم و صاف کردم، یونا که رسید درو باز کردم و اومد داخل.
"ریدم! اینجا جدی خونهی جونگ کوکه؟اینجا چیکار میکنی؟"
"داستانش طولانیه اونی، بعدا تعریف میکنم"
"اکی"
کیسه لباس هامو گرفتم و رفتم توی اتاقش و حوله رو در اوردم و لباس زیر هامو پوشیدم و پیرهن جونگ کوک رو و ساق سه بعدی و روش شلوارک لی و وایسادم روبهروی اینه ، کانسیلر زدم و با پودر فیکس خشکش کردم، بعد رژگونه زدم و بینیم هم با یکی از رژ های تیره رنگم کانتور کردم و روی گونه هام و بینیم و گوشه چشمم رو هایلایتر سفید زدم و با خط چشم قرمز تیرم هم یه خط چشم گربه ای کشیدم و ریمل زدم و ابرو هام رو لیف کردم و اخر هم یه رژ متوسط زدم و روش لیپگلاس و کت جونگ کوک هم پوشیدم.
رفتم از اتاق بیرون و بوت های مشکیم رو پوشیدم.
"جوننننن"
"بریم ساعت ۷ و نیمه خیلی دیر کردیم"
"بریم خنگول خانمه جذاب"
باهم رفتیم و سوار ماشین یونا شدیم و رفتیم سمت محل کنسرت.
بعد از بخش چک و اینا رسیدیم به صندلی های vip کنار بقیه ایدل ها، و تا وقتی که اعضا بیان روی استیج سرم توی گوشی بود، وقتی هم که اومدن ارمی بمب ام رو روشن کردم و از اول اجرا باهاشون همراهی میکردم، جونگ کوک هم متوجه من شد و بیشتر وقت رو بهم نگاه میکرد.
با حرف های اجوما های پشت سرم فهمیدم اجوما ای که موهایی بلوندی داره مامان جونگ کوکه رفتم جلو برای سلام.
"انیونگهاسهیو ایمو" و تعظیم کردم"جونگ کوک-شی سونبه من هستن توی کمپانی هایب و گفتم بیا سلام کنم بهتون و بگم پسرتون رو خوب بزرگ کردید"
"اوه عزیزم سلام، ممنونم، چه خوشگل و مهربونی اسمت چیه؟"
"آهیون هستم ۲۰ سالمه عضو گروه بلکمون هستم"
"چه عالی ، بیا عزیزم این شکلات و پد گرما رو ازم بگیر هوا سرده"
خانم کناریش که حدس میزدم مادر جیمینه گفت"اوه این کت جونگکوک نیست تنت؟"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
"جونگکوکا"
"بله؟"
"زیاد به خودت سخت نگیر"
"باشه. شب منتظرتم"
و رفت سمت اتاقش و منم شروع کردم به بازی کردن.
بعد دو ساعت سیستم رو خاموش کردم، صدرصد تا الان رفته،برای ناهار از بیرون مرغ کره ای سفارش دادم.
ساعت ۶ عصر بودم و من رفتم تا دوش بگیرم و از صابون و شامپو های جونگ کوک استفاده کردم ،فا.ک بوی خوبی میده.
با یه حوله نو دور شونه هام که تا رو.ن هام بود رفتم سمت کمد و بازش کرد.. چی باید انتخاب کنم؟ هوا صدرصد سرده،یکی از پیرهن های مشکیش رو برداشتم و کت برند امیری که یه برند ایرانیه. توی شلوار مونده بودم که زنگ زدم به یونا همگروهیم و ادرس دادم و گفتم برام یکی از شور.تک های لی مشکیم و ساق سه بعدی تو پنبه ام رو بیاره و خب به سو.تین و شو.رت هم نیاز داشتم به علاوه لوازم ارایش.
تا موقعی که یونا رسید من موهامو خشک کردم و صاف کردم، یونا که رسید درو باز کردم و اومد داخل.
"ریدم! اینجا جدی خونهی جونگ کوکه؟اینجا چیکار میکنی؟"
"داستانش طولانیه اونی، بعدا تعریف میکنم"
"اکی"
کیسه لباس هامو گرفتم و رفتم توی اتاقش و حوله رو در اوردم و لباس زیر هامو پوشیدم و پیرهن جونگ کوک رو و ساق سه بعدی و روش شلوارک لی و وایسادم روبهروی اینه ، کانسیلر زدم و با پودر فیکس خشکش کردم، بعد رژگونه زدم و بینیم هم با یکی از رژ های تیره رنگم کانتور کردم و روی گونه هام و بینیم و گوشه چشمم رو هایلایتر سفید زدم و با خط چشم قرمز تیرم هم یه خط چشم گربه ای کشیدم و ریمل زدم و ابرو هام رو لیف کردم و اخر هم یه رژ متوسط زدم و روش لیپگلاس و کت جونگ کوک هم پوشیدم.
رفتم از اتاق بیرون و بوت های مشکیم رو پوشیدم.
"جوننننن"
"بریم ساعت ۷ و نیمه خیلی دیر کردیم"
"بریم خنگول خانمه جذاب"
باهم رفتیم و سوار ماشین یونا شدیم و رفتیم سمت محل کنسرت.
بعد از بخش چک و اینا رسیدیم به صندلی های vip کنار بقیه ایدل ها، و تا وقتی که اعضا بیان روی استیج سرم توی گوشی بود، وقتی هم که اومدن ارمی بمب ام رو روشن کردم و از اول اجرا باهاشون همراهی میکردم، جونگ کوک هم متوجه من شد و بیشتر وقت رو بهم نگاه میکرد.
با حرف های اجوما های پشت سرم فهمیدم اجوما ای که موهایی بلوندی داره مامان جونگ کوکه رفتم جلو برای سلام.
"انیونگهاسهیو ایمو" و تعظیم کردم"جونگ کوک-شی سونبه من هستن توی کمپانی هایب و گفتم بیا سلام کنم بهتون و بگم پسرتون رو خوب بزرگ کردید"
"اوه عزیزم سلام، ممنونم، چه خوشگل و مهربونی اسمت چیه؟"
"آهیون هستم ۲۰ سالمه عضو گروه بلکمون هستم"
"چه عالی ، بیا عزیزم این شکلات و پد گرما رو ازم بگیر هوا سرده"
خانم کناریش که حدس میزدم مادر جیمینه گفت"اوه این کت جونگکوک نیست تنت؟"
#bts#jungkook#بیتیاس#جونگکوک#جیمین#تهیونگ#نامجون#جین#یونگی#جیهوپ#کره#jimin#taehyung#namjoon#jin#yoongi#jhop#korea#kpop
- ۸۷
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط