{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اشتباه.یک.پری

#اشتباه.یک.پری

#پارت1


-------------------------------------------------------


سائه به دستور پدرش باید به کشور همسایه که اون ور آب بود می رفت. به خاسته پدرش اون باید با شاهدخت اون کشور برای ازدواج می کرد.


سائه از این موضوع ناراضی بود اما اون به عنوان پرنس مجبور بود از دستور های پدرش اطاعت کنه.



سائه شب مخفیانه از قصر بیرون اومد و به سمت دریای رفت که فردا قرار بود ازش عبور کنه.


نزدیک های ساحل پری دریایی داخل تور گیر افتاد بود تقلا می کرد که بیاد بیرون ...

صدای شنید صدای پای انسان ترسید سعی می کرد داخل آب بره اما هر چقدر بیشتر تلاش می کرد دمش زخمی تر می شد حرکاتش اهسته تر

کم کم بغض گلویش گرفت فقط می خواست از خشکی فرار کن.


نگاه سائه به سمت پری دریایی رفت اما چیزی که عجیب بود واکنشش بود اون هیچ واکنش خاصی نشون نداد و حتا سعی نکرد به اون پری دریایی کمک کنه.



سائه با کمی فاصله از پری دریایی روی شن های ساحل نشست در حالی که باد موهایش رو به حرکت در می آورد.



سائه با چشم های یخ زده به آب نگاه می کرد. نور ماه به صورت سردش برخورد می کرد و باعث روشن شدن اون صورت می شد


پری دریایی شوک شد که اون انسان حتی نزدیکشم نیومد ولی خوش شانس بود پس دمش تکون سمت دریا خودش هدایت می کرد

می خواست بپر داخل دریا اما تور به یک صخره گیر کرد و پری دریایی هر چقدر تلاش، می کرد از اون صخره خلاص نمی، شد

شروع به خواندن اهنگی زیبا کرد و خرچنگ های کوچولو دور او جمع شدن تا تور با چنگ هاشون پاره کنند


نگاه سائه به سمت پری دریایی رفت و از جاش بلند شد و به سمت پری دریایی رفت.


از جیب شلوارش یه چاقوی کوچیک برداشت و شروع به پاره کردن تور کرد، وقتی تور تیکه تیکه شد سائه بلند شد و چقدر قدم عقب رفت و پری دریایی رو تماشا کرد زیرا می دونست او قرار نیست زیاد اینجا بمونه و قرار بره


پری دریایی شوک شد یک انسان کمکش کرد با خودش فکر کرد شاید یک تله باش سرش کج کرد و پرید داخل آب و فرار کرد

پری دریایی قبل اینکه خیلی دور بشه به سائه خیره شد سوال های زیاد داخل ذهنش بود در آخر شیرجه زد رفت


سائه به دور شدن پری دریایی نگاه کرد. ته قلبش باورش نمی شد که یه پری دریایی واقعی دید.



قبل اینکه بتونه بیشتر به این موضوع فکر کنه صدای یکی از نگهبان ها که با عجله به سمتش می دوید به گوش رسید.
دیدگاه ها (۲)

#اشتباه.یک.پری #پارت2 --------------------------------------...

ایا چس دنبال کنند های که دارم درخواستی می دارند؟🗿🗿

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه #پارت2 لباس ا.ت اسلاید دوم...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه#پارت1---------------------...

رمان درخواستی شیپ اوراراکا و باکوگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط