{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو جوری بغل کن که،تموم خستگیم در شه

منو جوری بغل کن که،تموم خستگیم در شه

بزار دستای تو از پشت،واسه این خسته سنگر شه

منو جوری بغل کن که،بهم ثابت بشه هستی

بزار باور کنم تنها ، به این دیوونه دل بستی

تو گوشم زمزمه کن با،یه لحن بوسه و خواهش

به این لحن تو محتاجم،واسه یک لحظه آرامش
دیدگاه ها (۴)

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟗ات روی تخت بیمارستان دراز کش...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

رمان تهیونگ

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

The last part _چیشد؟(نگران) *منو ببخشید+چیزی نیست.. ممنونم*خ...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

You drove me crazy about you...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط