{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندتایی تابلوبه دیوارآویخته و زن تابلوی بزرگترروح نداردد

چندتایی تابلوبه دیوارآویخته و زن تابلوی بزرگترروح ندارددرست پشت شانه های پهن مذکری که ناسزامی گوییدعریانی اش خشک شده است!انگشت اشاره اش بسیارجدی دررانشان میدهد.....یک پیام اینجا لکنت گرفته است ....... !
دیدگاه ها (۲)

من رازدنیا راهنگام تامل برشبنمی یافتم!

می توانی ازخواب بیدارشوی ،قرص سردردبخوری ،به آینه لبخندبزنی،...

تن های هرزه راسنگسارمی کنندغافل ازاینکه شهرپرازفاحشه های مغز...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

*🔐 دیگه نگران امنیت وسایلت نباش!قفل‌های معمولی رو فراموش کن؛...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

داستان عاشقانه جدید

★彡   Part 41 彡★ فکر میکردم بالا پایین رفتن از این همه پله کا...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁴سکوت ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط