ترس من

ترس من
p=10

+که نوشته بود"فرشتگان میترسند ماه خونین بیرون میاید قربانی شیطان قربانی میشود و شیاطین ازاد میشوند" بعدم برگشتم یه پسری با یه چوب زد تو سرم بعدم بیهوش شدم بهوش که امدم سر کوچه افتاده بودم بعدم دیدمتون گفتم بیام پیشتون
€فرشتگان میترسند.... یادمه یجایی شنیدمش
~بورا لطفایکم فک کن
€اقا یادم افتاد... رو یکی از قبرهای قبرستان نوشته شدع بود
_یعنی قربانی....
+منم
_نه کی گفته
+اونقدرم خر نیستم که نفهمم
٪هی ا.ت نگو دیگه
€ببین روشا کوچولو من نمژزارم اتفاقی برات بیوفته
+باش.... مرسی
€باید به یکی بگم بیاد...
_کی
€بیاد میفهمی

*بعد چند دقیقه یه پسری میاد*

€خب اشنا بشین با پسر 3 شیطان اسمش سای

* علامت سای # *

#سلام خب چی شد بورا خانم یاد ما افتاد؟
€اممم خب سای یادته گفتم یه خواهر کوچیک داشتم
#اره
€این خواهرم روشا
+سلام
#واو.. خب چه کمکی از دستم برمیاد
€انجلا قرار اونو قربانی کنه چیکار کنیم
#واو.... من... خب نمتونم تو روی اجی بزرگم دربیام
€منم نخواستم میگم چطوری میشه طلسمشو بشکنم
#نمیدونم ولی برات سعی میکنم یه چیزی برات پیدا کنم
€باش مرسی

*سای رفت*

_خب باید چیکار کنیم
€نمیدونم
دیدگاه ها (۳)

ترس من p=11_نمیدونم €یه فکری براش میکنم ×بورا..... ممنون€کار...

ترس من p=12*ویو تهیونگ*هنوزم با بچه ها در ارتباط دارم بورا ک...

ترس من p=9*همشون برمیگردن*_تو..... بورا.... خودتی؟ €مگه کسی ...

ترس من p=8_خب میگم مجبور شدم &خو غلط کردی عن گاو صدا بارگفتی...

من و ملاقات با BTSpart «۷»سریع آماده شدم موقع رفتنکوک بلند د...

p⁴+ جیمین.. چرا.. چرا اینجوری میکنی *اشک*_ چون.. + چون چی؟ *...

رمان سوکوکو _ پارت 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط