{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد

دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد

قهوه و شعر و خیال ِ تو و این باد خنک

باز لبخند بزن ، قهوه شکر می خواهد

امشب آبستنم از تو غزلی شور انگیز

باخبر باش که این طفل پدر می خواهد

غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی

صید دل از کف یک سنگ هنر می خواهد

ترس در جام دلم ریخت، در این راه اگر…؟

یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد
دیدگاه ها (۲)

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی استآسمان شب بی حوصله ام طوفانی ...

عشق یعنی در تو من معنا شومعشق یعنی با تو من دریا شومعشق یعنی...

واژه از من ،چشم از تو ،شعر زیبا میشودشور ازمن،نازازتو،شهر غو...

با این که به جز داغ از او هیچ نماندهچون آب مرا در عطش خویش ن...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط