{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو منو دوست داری؟

تو منو دوست داری؟

پارت ۳۱


موقعیت: شنبه ( تعطیل )


ویو دامیان

داشتم به انیا کمک میکردم که روی دستم روغن پرید

انیا: اهههههههه دستت چی شده گفته که کمک لازم ندار-

دامیان: یعنی یک بار رو دوشم 😔😔

انیا: نههه منظورم اینکه برات اتفاقی میفته

و بعد چسب زخم بر می داره و میزاره روی دست دامیان

دامیان : مرسی عزیزم

انیا: خواهش میکنم


ویو دامیان

صبحانه رو خوردیم و تا حدود ۵ ساعت پیشش بودم

دامیان : میخوای شهر بازی بریم؟

انیا : آره میشه بکی و لوکا رو هم بگی بیان

دامیان: حتما مشکلی نیست تو زنگ بزن به بکی و من به لوکا

انیا: باشه

ویو انیا

زنگ زدم به بکی و بکی قبول کرد لوکا هم همینطور رفتیم و کلی بازی کردیم و خوش گذروندیم


اینم پارت ۳۱ ببخشید کم بود و بچه بزور بزور پارت دادم هوففففففف

اصکی
اجازه
دیدگاه ها (۳)

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۹ویو انیاوارد مدرسه که شدمبکی: انیا ...

بچه ها فعلا پارت ها رو مینویسم اگر حمایت بشه ادامه میدم

عشق پنهان

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

spy x love

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط