{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی من :)

عشق مافیایی من :)
پارت ۲۸


ات: اسمتون مثل خودتون جذابه
نامجون : هوم.. پسر چه دختر خوشگلیه ها
ات خندید
همینطوری با نامجون گرم گرفته بودم و حواسم به ارباب نبود برگشتم و دیدم داره با نگاه های جذاب و دخترکشش نگاهمون میکنه سرخ شدم و گفتم
ات: من میرم دستشویی
یونگی: منم میام
ات: جانممم
یونگی : نمیشه اینجا تنهایی بری
ات: خیلی خوب

رفتم دستشویی دلم خیلی درد میکرد با یاد اوری تاریخ امروز یهو زدم تو سرم
خونریزیم داشت شرو میشد
ات: اییی دلمممم
اخه من الان چیکار کنمممم
لعنتی به یونگی و این مهمونی فرستادم اروم خودمو به یونگی رسوندم ولی نمی دونستم با چه رویی بهش بگم اگه مجبور نبودم هیچوقت نمیگفتم ولی خوب الان...
ات: اهم اهم چیزه... ارباب.... خوب چیزه من عاممم ... من پریود شدم( اخرین جمله رو خیلی سریع و با خجالت گفت )

ویو یونگی:
از این خجالت کشیدناش خندم گرفته بود ولی خودمو جمع و جور کردم و گفتم
یونگی: خوب
ات: خوب چی( تعجب)
یونگی: نوار بهداشتی میخوایی؟
ات: اره(خجالت)
یونگی: چرا خجالت میکشی این که ی چیز عادیه الان میگم یکی از خدمتارا برات بیاره تموم شد کارت بیا من پشت درم
ات: ممنونم باشه



۲۰لایک ۱۰کامنت
دیدگاه ها (۱۴)

چرا همه میگن سلام ؟🙂🔪🔪

چن پارتی جیمین پارت ۲رفتم ی لباس خوشگل مشکی باز پوشیدم ی ارا...

احساس میکنم پیجم طلسم شده🙂🤧😔 نه لایکی نه فالویی نه چیزی اصن ...

چن پارتی از جیمین درخواستی✨اسم من پارک هایونه ۲۵سالمه مادرم ...

ددی جئون ویو اتات: از خواب بلند شدم دیدم هنوز بغل جونگکوک بو...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ ات مشکوک: کوک بهت یاد ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ³⁵دوباره سرمو گذاشتم رو شونش و صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط