آدمیزاد است دیگر،دوست دارد دق کند
آدمیزاد است دیگر،دوست دارد دق کند
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش،از خلق واز خالق کند
من شدم اینروزاها خورشید سرگردان که حیف
در پی ات باید مکرر مغرب ومشرق کند
آنقدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ
جرات این را ندارد صحبت از منطق کند
حد بی انصاف بودن را رعایت کن...برو!
ماندن تو میتواند شهر را عاشق کند
کاش میشد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمیزاد است دیگر...دوست دارد دق کند
شایان مصلح
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
هی شکایت از خودش،از خلق واز خالق کند
من شدم اینروزاها خورشید سرگردان که حیف
در پی ات باید مکرر مغرب ومشرق کند
آنقدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ
جرات این را ندارد صحبت از منطق کند
حد بی انصاف بودن را رعایت کن...برو!
ماندن تو میتواند شهر را عاشق کند
کاش میشد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
آدمیزاد است دیگر...دوست دارد دق کند
شایان مصلح
- ۲.۳k
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط